تبلیغات
♥ کافه آرامش ♥ - نسل سوخته

♥ کافه آرامش ♥

لبخند شما زیباست ؛ لطفا با لبخند وارد کافه آرامش شوید :)

واقعا برام سواله مشکل این دهه شصتیا چیه؟

و اگر مشکلی ندارن آیا این واقعا فاجعه و جنایت نیست

که جامعه شرایطو اینقدر براشون سخت کرده؟
احیانا این پسرا و مادراشون فک نمیکنن شاهزاده و ملکه ای چیزی هستن؟

دور و بر خودم حداقل 30 تا دختر خوب (که خودم از نزدیک میشناسم) و محجبه

تحصیل کرده خوشگل خانواده دار میشناسم که آدمای سالم

درست و فهمیده ای هستن(ملاک های ازدواج)

ولی الان مد شده که فقط مادر پسره باید بیاد خواستگاری

مادرا هم که همه فک میکنن پسرشون تام کروزی برد پیتی چیزی اند

برای شازده شون فقط دنبال مرلین و انجلینا و جنیفر اند

البته بعید میدونم اگه روی اینا هم عیب نذارن

خلاصه اینکه حاضرن پسرشون تا 40 سالگی مجرد بمونه

دختر مردمم انواع و اقسام انگها روش بخوره ولی حاضر نیستن باعث خیر بشن

و دوتا جوون بیچاره رو بهم برسونن ( وبه خدا قسم خوشبخت هم میشن)

حتما هم دنبال 14 تا 18 سال میرن

و محض رضای خدا فکر نمیکنن اولا پسر خودشون اندازه یه کلاغ پیر سن داره

دوما دختر 14 ساله وقت عروسک بازیشه نه بچه داری

سوما برای اون دختر 14 سال و 18 سال هنوز وقت

هست ولی برای اون دختر خانم سی و دو -سه ساله چطور؟

چرا ما اینقدر خودخواه و خودپسند و مغرور شدیم؟

چرا انسانیت فراموش شده؟

دارم میبینم دختره هر زوجی از کنارش رد میشن با حسرت نگاشون میکنه

هر بچه ای میبینه جوری قربون صدقه اش میره انگار بچه خودشه

چرا اسم روی این دخترا میذارید

به خدا اینا هم آدم اند هنوز جوونند کلی آرزو های سرکوب شده دارند

خیلیاشون کسایی اند که حاضر نشدند خلاف خواست خدا رفتار کنند

تا الان محض رضای خدا حتی یه نگاه خلافی هم نداشتند

نه زشتند نه مشکل اخلاقی دارند نه ...

واقعا چرا؟

گناه اونا چیه؟

و اهای مادرایی که جایی میرید کلی به خانواده دختره زحمت میدید

(و البته که دست خالی میرید!) و بعدش بدون اینکه بگید خب بابا مشکل چی بود

که حتی یه زنگ نمیزنید یه معذرت خواهی کنید میرید و پشت سرتونم نگاه نمیکنید

واقعا برام سواله مشکل این دهه شصتیا چیه؟

و اگر مشکلی ندارن آیا این واقعا فاجعه و جنایت نیست

که جامعه شرایطو اینقدر براشون سخت کرده؟

دختره جوری در مورد مسئله ازدواج تحقیر شده و بهش سخت گذشته

که اسم ازدواج که میاد اولین کلمه ای که به ذهنش میاد "خواستگار قلّابیه"

(میگه تو رو خدا یه جوری بگید نیاد خانومه

دیگه نمیتونم تحمل کنم یکی دیگه ام بیاد و بدون هیچ دلیلی منو نخواد)

من اینا رو میبینم و دلم میخواد کل دنیا رو به آتیش بکشم

فقط یکی بهم بگه بار غم رو دل اینا رو کی میخواد گردن بگیره؟

حیف که یه حرفایی رو نمیشه گفت...

پ.ن:  و حیف که هیچکی این حرفا رو نمیشنوه..



[ شنبه 19 خرداد 1397 ] [ 01:58 ب.ظ ] [ آرامش # ]

[ نظرات() ]